ميرزا حسن حسينى فسايى
706
فارسنامه ناصرى ( فارسى )
ايمپراطور فرانسه ، گريخته ، در اين مملكت توقف داشت و در اين مملكت معدن الماس است و پادشاه مزبور بعد از اطلاع بر واقعه جمعى از اعيان بلد را به استقبال آن دو سفير كبير فرستاده ، آنها را با عزتى تمام وارد شهر ريجنرو نمودند و چند روز به استراحت گذرانيدند و از اتفاقات « 1 » ، در آن اوقات مار بزرگى را در جنگل آن مملكت كشته ، براى پادشاه پرتگيز آورده بودند و درازى آن مار ، سيزده ذرع شاه « 2 » ايران و پهناى پشت گردن آن يك ذرع تمام شاه و ضخامت پوستش به ضخامت پوست گاو بود ، پوست او را كنده به صحابت حاجى ميرزا ابو الحسن خان سفير ، روانه ايران نمود و تاكنون كه سال به 1303 رسيده است ، پوست آن مار در صندوقخانه مباركه شاهى به درستى باقى است . و چون خبر ورود حاجى ابو الحسن خان و سفير كبير دولت انگليس به بندر بوشهر رسيد ، ميرزا محمد زكى مستوفى نورى مازندرانى « 3 » براى مهماندارى از دربار شهريار قاجار روانه بندر بوشهر گرديد و بعد از ورود او ، از بندر بوشهر تا طهران نهايت احترام در حق سفير كبير دولت انگليس به عمل آمد و منزل او را در خانه جناب حاجى محمد حسين خان امين الدوله اصفهانى « 4 » معين نمودند . و روز بيست و هفتم ماه شوال اين سال [ 1226 ] « 5 » : به حضور مبارك رسيد و اين سرگوراوزلى بارونت ، سفيرى بود با كمال زيركى و آگاهى و چارهجوئى و دولتخواهى ، در دانستن زبانها ، مهارتى تمام داشت و زبان انگليسى و فرانسه و روسى و عربى و فارسى و هندى را نيكو سخن مىگفت و خطوط اين زبانها را خوب مىنگاشت و از تواريخ دنيا اطلاعى كامل داشت و در نشر علوم غريبه و فنون عجيبه مجلسآرا و در كمالات بىهمتا بود و چنان منظور نظر شاهنشاهى گرديد كه محسود ايلچيان اطراف گرديد و نامهء همايون پادشاه انگليس را به وجهى خوب به لحاظ مبارك شاهى رسانيد و يك قطعه الماس كه قيمت آن 25 هزار تومان بود با ساير هدايا ، تسليم كارگزاران نمود « 6 » و چون زوجه آن سفير از جانب زوجه محترمه پادشاه ذىجاه انگليس در نزد بانوى حرمسراى شاهنشاهى سفيره بود ، به توسط ميرزا على رضا پسر حاجى ابراهيم خان اعتماد الدوله شيرازى كه محرم حرمسراى خاقانى بود ، به اندرون خانه شاهى رفته ، بانوى حرمسرا يعنى صبيه مرضيه محترمه ابراهيم خليل خان جوانشير والى قراباغ را ملاقات كرده ، بعد از طى مراسم ، يك عدد عنبرچه « 7 » الماس كه معادل 25 هزار تومان قيمت داشت از جانب خاتون خود به بانوى حرمسرا تعارف نمود و برحسب امر اعلى در حوالى دروازه عراق طهران در محله بازار عمارت و باغى به آئين فرنگستان برپا نمود و وجه امدادى را از روز ورود سرهرفرد جنس ، ايلچى سابق تا يك سال بعد از آن كه سه سال تمام بود « 8 » معادل يك
--> ( 1 ) . ر ك : روضة الصفا ، ج 9 ، ص 476 . ( 2 ) . ذرع شاه مساوى 12 / 1 متر . ( معين ) ( 3 ) . ر ك : روضة الصفا ، ج 9 ، ص 476 . ( 4 ) . ر ك : روضة الصفا ، ج 9 ، ص 477 . ( 5 ) . برابر با 14 نوامبر 1811 . ( 6 ) . ر ك : روضة الصفا ، ج 9 ، ص 477 : ( وزن اين الماس 25 قيراط بود ) . ( 7 ) . ( نوعى از زيور زنان كه پر از عنبر كنند و بر گردن اندازند به آن عنبرينه هم مىگويند ) ( معين ) . ( 8 ) . در متن : ( بود و ) .